سلام

هیچکس از این واژه و معنیش خوشش نمیاد و تا اسمش بیاد انگار درون آدم متلاطم میشه احساس زندانی بودن میکنه! از کوچکترین نوعش بگیر تا ... نمونه هاشو زیاد دیدیم! اما از دل همین محدودیت خیلی وقتها ثمرات زیادی حاصل میشه.

حتمن این اصطلاح دقیقه 90 رو شنیدین! خیلی کارها در این دقیقه انجام میشه. مثه درس خوندن شب امتحان که فقط چند ساعت وقت داری به نتیجه برسی ولی همون حکم دقیقه 90 رو داره ... مثه اینکه یهو بفهمی قراره با کسی برای همیشه خداحافظی کنی و فقط میتونی از لحظات آخر نهایت استفاده رو میکنی، یا وقتی سلامتیت به خطر میوفته و زندگی و عملکردت محدود میشه دنبال این هستی که زودتر به شرایط قبل برگردی و و و اینها کم و بیش مصداق های محدودیت هستن.

از گفتن اینها هدفم اینه که اکثر ماها به دید منفی محدودیت رو نگاه میکنیم ولی وقتی در شرایطی قرار بگیریم که محدود باشیم از حداکثر توان فکری و حسی و عملیمون استفاده میکنیم. خوبه که در لحظه آگاه باشیم و از عمر و زندگیمون نهایت بهره رو ببریم.